نترسید، فعلاً قرار نیست شالودة همه چیز بر باد رود، کسی خیال ندارد انقلاب کند، کسی همه چیز را زیر سوال نبرده است. قضیه به بیگانگان و جاسوسان و دشمنان هم ربطی ندارد. خوب نگاه کنید. همه چیز بهوضوح دربرابر چشمانتان است. کسی نمیگوید آن چند میلیونی که به رئیس دولت رأی دادند "مردم" نیستند، نه، معلوم است که مردماند (و آنقدر هم میتوانند فکر کنند که این روزها رودروی باقی مردم قرار نگرفتهاند، و آن قدری میتوانند فکر کنند که وقتی میبینند دولت با معترضان چه میکند، بهرغم رأیدادن به رئیس این دولت، سخت از دولت خشمگین میشوند و به صف معترضان میپیوندند)؛ مسأله دقیقاً این است که آن عدهای که به رئیس دولت رأی ندادند و نخواهند داد نیز "مردم"اند. در چنین وضعیتهایی نیاز به تحلیل عجیبوغریبی نیست. برای همگان، محل نزاع از روز هم روشنتر است. یادمان باشد، مقاومت و ریاضیات شباهت غریبی به هم دارند. همانطور که دو دو تا چهار تاست و مجموع زوایای مثلت صدوهشتاد درجه است، مقاومت هم بر اساس یک محاسبة ساده، عقلانی و هرگز فسخناپذیر استوار شده است، و برای مقاومتکردن، چندان هم نیازمند قدرت، نیروی جسمانی، شجاعت خارقالعاده، هوش استثنایی، وغیره نیست، بلکه فقط به جسارت عقلانی و صداقت فکری نیاز است. مردم رأی دادهاند و از رأیشان صیانت نشده است. و مسأله این است که "باید" از رأیشان صیانت میشد، درست همانطور که در هر مثلت، مجذور وتر با مجموع مجذورهای دو ضلع دیگر برابر است، یا به عبارت دیگر: "باید" برابر باشد.
ادامه مطلب
