تبليغاتX
قه‌يران -
به معني آشوب يا بحران

 

جنگ اینترنتی

با نگاهی به خلیج هميشه فارس و دریای ناهميشه عمان

احمد امانی

دیر زمانی است که اعراب حاشیه خلیج فارس در نشست‌های عربی خویش بر دو خواسته واهی تاکیید می کنند. یک خیلج فارس که نامی هزاران ساله است به خلیج کذایی عربی تغییر کند. دوم ادعای جزایر سه گانه ایران بر پهنه خلیج فارس.

از همان ادعای واهی اولیه که کار را به مجله نشنال جغرافی هم كشاند شروع کنیم. در تاریخی بودن خليج فارس براستی جای هیچ تردیدی نیست، تمامي نقشه‌ها واضح و مبرهن بر خلیج پارس تاکیید دارند. اما اعراب حاشیه خلیج فارس با این ادعا که ما کشورهای بیشتری هستیم بايد این خلیج نام عربی بر خویش گیرد. نکته اساسی دقیقا همین جاست و دقیقا همین چند کشور بودن عرب‌ها در حاشیه خلیج فارس است که ما را چنین سردرگم می کند و گاه مخفیانه در ذهن خویش معترف می شویم که نکند حق با آنان باشد.

اما نکته اساسی اینجاست که به لحاظ عرضي، گستره و پهنای ایران بر خلیج فارس حتی به دریای عمان نیز کشیده شده است. آری هر کدام از کشورهای حاشیه خلیج فارس به اندازه استانی از کشور ما هستند و آنان با زیرکی در تعداد انگشتان در همه جار می زنند که ما بر حقیم نسبت به خلیج فارس، در جواب چنین ادعای باید پهنه و گستردگی را در نظر گیریم. با اين وصف نه تنها خلیج فارس متعلق به ایرانیان است که حتی موجودیت نام دریای عمان نیز زیر سئوال می رود.

چگونه است که دریايی به آن بزرگی نام کشور کوچک عمان بر آن حک شده و انسان ایرانی در طول تاریخ تا به امروز، هیچ ادعای در مورد دریای عمان نداشته ولی خلیج فارس باید زیر سئوال برود؟! اتفاقا اگر نيك بنگريم تسلط عرضی خاک ایران بر دریای عمان، دقیقا ایرانیان را مجاب می کند تا ادعای "دریای ایران" را به جای "دریای عمان" مطرح کنند. چون کشور ما بغایت بزرگتر از کشور کوچک و نحیفی چون عمان است. اینجاست که بر واهی بودن ریشه‌ای ادعای اعراب پی می بریم و در جواب بايد چنين گفت: تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز اندازه نیمی از وسعت عرضی ایرانند و دوم چگونه است دریایی که نیمی از خاک جنوب ایران بر آن مسلط است نام کشوری کوچک بر آن حک شد است؟

اینچنین جدل زبانی و عقلی است که ما را از تنگنای استدلال واهی اعراب حاشیه خلیج فارس می رهاند حتی با تعمق بیشتر در این استدلال اعراب متوجه می شویم که این استدلال دقیقا نفی کننده خود ادعای واهی آنان است. شخصا بر این اعتقادم در آینده در صورت تکرار ادعای واهی خلیج عرب، ایرانیان نیز بی هیچ تردیدی باید ادعای "دریای ایران" را بجای "دریای عمان" مطرح کنند چون هم به لحاظ وسعت عرضی خاک ایران و هم به لحاظ تجارت و هم به لحاظ نیروی دریایی، دریای عمان از همان روزگاران قدیم تحت سیطره و کنترل ایرنیان بوده و خواهد بود.

و اما نکته و گرفت دیگر ایران با اعراب سه جزیره جنوبی ایران است و همه نیز نیک آگاه‌اند که از دیرباز این سه جزیره و حتی کشورهای کوچک عربی جزئی از ایران بودند. در این میان چندی پیش مطرح شد که شاه ایران امارات متحده را واگذار کرده والا این کشور بخشی از ایران است، این ادعا در محافل عربی چون بمبی ساعتی ترکید و همه را سراسیمه کرد و در نقد این ادعا سرمقاله‌های فراوانی نوشتند. حتی خود ما هم به نقد این ادعا پرداختیم که اینگونه سخن گفتن گران تمام خواهد و به زیان کشور است. اما متاسفانه ما سخت در اشتباهیم. چرا؟

هنوز زخم هشت سال جنگ تحمیلی صدام بر پیکره این ملت نمایان است. عراق نیز هر دم و هر ساعت ادعای اروند رود را می کرد تا در نهیبی ناجوانمردانه به ایران تاخت و هشت سال ممکلت و جوانان کشور، انرژی خویش را صرف دفاع از ايران کردند. نکته اساسی اینجاست که آیا باید نشست و انتظار کشید تا صدام حسین دیگری خلق شود و جنگی ویرانگر دیگری را به ما تحمیل کند؟ آیا دفع چنین بلای بزرگی را در سطح کلام و رسانه و اینترنت دفع كردن بهتر نیست؟ چندي پيش هم شاهد بوديم كه چگونه كاربران اينترنتي مجله نشنال جغرافي را به عقب‌نشيني وادار كردند ولي هنوز ماجرا ادامه دارد و بايد در صورت روشن شدن دوباره اين توهم ما نيز "درياي ايران" را بجاي درياي عمان مطرح كنيم. ایران تمامی حسن نیت خویش را به نمایش گذاشت حتی دومین مقام رسمی کشور بعد 30 سال به کشور مدعی سفر کرد. اما آنها چه کردند دوباره بیانیه در کردند که چه و چه؟!

اتفاقا از بعد مطرح شدن این ادعا از سوی ایرانیان ما شاهد تحرک کمتری از سوی اعراب در خصوص ادعاهای واهی آنان هستیم و فکر می کنم انسان امروزی برای جلوگیری از جنگ و خونریزی فیزیکی، دنیای مجازی را خلق کرده است و کشف این دنیای مجازی می تواند میدان و بزمگاه نبرد هزاران ساله آدمی با آدمي باشد تا هم آن حس درونی درندگی و بدوی خویش را ارضا کند و هم از جنگ فیزیکی که بغایت دلغراش است و در اولین گام کره خاکی خودمان را نابود می کند جلوگیری کنیم.

انتشار این مقاله با ذکر منبع آزاد است 

نوشته شده توسط احمد امانی در ساعت 1:16 | لینک  |